دوشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٦

قلی میرزا (قسمت دوم)
دل قلی از غصه
شد اندازه پسته
روزا گذشت و طی شد
قلی تند تند بزرگ شد
قلی میرزا کنکور داشت
هندسه و علوم داشت
یه سال حسابی درس خوند
اصلن آتیش نسوزوند
روز کنکور تستا رو دید
اینا یعنی سواله؟
یا کلن ضد حاله؟
با اعصاب قر و قاطی
با مشتای عصبانی
ترمز نداشت که واسه
رفت رو دماغ جنابان مراقبین حوزه
یه آقای مرتب
یعنی همون حراست
اومد میون معرکه
بردش بیرون از جلسه
کنکور اینجوری گند خورد
سربازی مزخرف
بی خود واسش رقم خورد
آره قلی اصلن ترمز نداش
رو هیچی کنترل نداش
همه چی رو یه دفعه یی
له می کردش زیر پاهاش
...

...همچنان ادامه دارد..
مینا نقش نژاد

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

آلبالو
آذینگفت
a small good thing they told me i`m dead
شراگیم
کارگاه کارتون سازی
ماهی سياه کوچولو
نوشته های اتو بوسی
بلاگ بزرگوانگی خودم
حلقه مطالعات زنان دانشگاه شریف
ماهی سیاه کوچولو ی اعظم!
مدرسه ی ستاره ها
کارد پنير


کتاب ايران